حالا از پیام های عجیبش که می فرسته بگذریم....دیروز (جمعه ) یه مساله ای رو مطرح کرد به عنوان تمرین ....امروز یه جوری تو نقش فرو رفتم که وقتی فهمید چی کار کردم و همه اش فیلم بوده ، کف و خون قاطی کرد :))) هم خوشش اومده بود هم شوکه شده بود!!!و روزی بود که هی به زور باید جدا می کردمش از خودم . هیچ وقت ازین کارا نمی کرد با این که حسش رو داشت ولی خب ...آخرش عصری تو پیام هایی که رد و بدل میشد خواهش کردم یکم متوجه حد و حدود ها باشه ....ولی در کل برام قابل احترامه ....اگر قبل تر بود گارد شدیدی به خودش و کاراش می گرفتم ولی دیگه خسته تر از اونم که بخوام واکنش خاصی نشون بدم تو زندگیم.... به قول دوستم که همیشه نصیحتی با این مضمون داره " یکم گاردت رو بیار پایین"
برچسب:
نویسنده: ماهان اسماعیلی
تاريخ: پنجشنبه
25 اسفند
1401 ساعت: 20:46